سلام
خانه کوچک ما امروز لباس تازه ای بر تن کرده است، جامه ای که مدتها بود در حال دوختن و ریسیدن بود. این نیز یکی دیگر از هنرهای دوست داشتنی عشق رویائی من است . اما با این وجود، امروز گوگو سرحال نیست
، پائیز کار خود کرده است و سرمای یکباره و ناگهانی به سراغ انسان های دوست داشتنی نیز رفته است. گوگو مریض است
و من نگران
...
قربون نگرانیت برم من خوب خوبم
نه عزیزم برمیگردیم
آهان
گوگوخانومی
سلام.
ممنوم از اینکه وبلاگم رو خوندی و نظر دادی.راستش من تو لینک دادن کلاس نمیذارم کلا اهل کلاس ملاس گذاشتن نیستم ولی فقط به اونایی لینک میدم که هر روز بخونمشون....خیلی از دوستام هم تو لینک هام نیستن چون روزانه نمینویسن یا من نمیتونم بخونمشون...گفتم باز به حساب کلاس و این صوبتا نذاری...قربونت.
مرسی گوگو خانم ، ایشالا که زود خوب شی ...